عزت الله مولايى نيا همدانى
261
نسخ در قرآن ( فارسى )
بدينسان به آشنايى با منكران نسخ در قرآن ، در دو قرن معاصر و پيشين ، در همين جا خاتمه داده و در فصل بعدى ، به تماشاى تبيين انظار گوناگون آنان و شبههها و اشكالاتى كه در اين رهگذر ايجاد كردهاند و يا استدلالهايى را كه در اين راستا ، جهت اثبات نظريهء خويش و انكار جواز عقلى و عدم وقوع تاريخى « نسخ » در شرايع آسمانى و بويژه در شريعت مقدس اسلام و حوزهء قرآنى ، سامان دادهاند ، مىنشينيم همانطور كه در مقدمهء اين فصل گفتيم : در آغاز شبهات و اشكالهاى عقلى آنان را مطرح كرده و پاسخ هر شبه را به دنبال خود آن مىدهيم و شبهات دينى و نقلى آنان را نيز در فصل ششم پاسخ خواهيم گفت . نتايج به دست آمده از آنچه گذشت نتايج زير را به دست آورديم : 1 - از صدر اسلام تا اوايل سدهء چهارم هجرى قمرى در ميان پژوهشگران اسلامى هيچ مخالفى در ارتباط با وقوع « نسخ » در قرآن ، نبوده است . 2 - براى اولين بار محمد بن بحر ابو مسلم اصفهانى ( ت 322 ه . ق ) در دو كتاب خود : « تفسير قرآن و الفسخ على من اجاز النسخ » اعلام مخالفت كرده و خرق اجماع مسلمين نموده و با نوشتن كتابهايى ، نظريهء انكارى خود را ارائه داده است . 3 - تا سال 381 ه . ق كه سال وفات ابن جنيد ، فقيه شيعى است نيز كسى از پژوهشگران فريقين ، نظريهء وى را تأييد ننموده است و ابن جنيد ، اولين پيرو نظريهء وى در تاريخ اسلام است . 4 - از سال 381 ه . ق تا نيمهء اول سدهء سيزدهم هجرى ، ديگر از آرا و نظريهء ابو مسلم ، هيچ خبرى در دست نيست ، مگر جهت نقد و بررسى كه در دستور كار پژوهشگران اسلامى در طول تاريخ بوده است . 5 - در اوايل نيمهء دوم و اواخر نيمهء اول سدهء سيزدهم مرحوم هبة الدين شهرستانى در عراق و ولى اللّه سرابى ، در ايران ، بار ديگر نظريهء وى را بازسازى كرده و